خفته بر خون آب غم ایران من
ای دریغ از غرش شیران تنگستان من
تیرو شلاق لالای خواب هم خونان من
زخم گوله بر دل یاران من
وای
زخم گوله بر دل یاران من
تشنه ام تشنه آبهای شمالم
عاشقم عاشق ریگهای کویرم
آرزوم مردن در روز بزرگه
سنگ قبرم باشه از البرز پیرم
آه
سنگ قبرم باشه از البرز پیرم
تو این هفته ای که گذشت یه کاری برام پیش اومد باید میرفتم یه شرکت تو استان سمنان...دانشگاه گرمسار که بودیم اکثر بچه ها از سمنان میومدن گرمسار.خلاصه با بر و بچه های سمنان هم خیلی مچ بودیم.کلا بچه های با حالی بودن...با یکیشون که خیلی با هم صمیمی بودم تو دوره دانشگاه هم اکثر وقتا با هم بودیم. اسمشم بهروز بود ..بهش میگفتم بهروز خالی بند...بعد از دانشگاه یه یکی ۲ ماهی با هم رابطه داشتیم تا اینکه یه چند بار زنگ زدم دیدم جواب نمیده.یه سالی گذشت خبری نشد ازش منم دیگه انقدر سرم شلوغ شد دیگه به فکرش نیفتادم.تا اینکه هفته ی پیش که رفتم سمنان جلوی در اون شرکتی که کار داشتم یه علامیه ترحیم دیدم..از جلوش رد شدم یهو دیدم عکسش چقدر برام اشناست ...یه چند لحظه ای خشکم زد تصویر بهروز اومد تو ذهنم..خدا خدا میکردم اون نباشه..برگشتم عقب دیدم عکسه خیلی شبیه بهروزه..گفتم نه این که بهروز نیست...اشکم سرازیر شده بودو اگهی رو میخوندم...اگهی سالگرد بود......دیدم نوشته فارق التحصیل دانشگاه گرمسار.....................................................................................................................
پیوستن دوستان به هم آسان است
دشورا بریدن است و آخر آن است
شیرینی وصل را نمی دارم دوست
از غایت تلخیی که در هجران است
سيد علي ميري بازيگر قديمي تئاتر و سينما بامداد امروز ـ 12 اسفند ماه در بيمارستان آبان تهران از دنيا رفت. به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند به دليل عارضه قلبي درگذشت و مراسم تشييع پيكر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام ميشود. اين هنرمند متولد 1318 رشت و داراي مدرك تحصيلي ديپلم بود كه از كلاسهاي آزاد هنرپيشگي در جامعه باريد فارغالتحصيل شده بود، او فعاليت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز كرد و در سينما نيز از سال 1343 با بازي در آثاري همچون «شيطان در ميزند» ، «ديوار شيشهاي» ، «به دادم برس رفيق» و «سرنوشتسازان» و ...ایفای نقش کرد.

روحش شاد
امروز خیلی حالم گرفته شد وقتی شنیدم یکی دیگه از استوره های سینمای قدیم ایران فوت کرد.فیلم های قدیمی رو هر چی نگاه میکنی سیر نمیشی.مخصوصا فیلمایی که یه هنرپیشه ای مثل میری داشته باشه.میری اکثر فیلماشو با بیک بازی می کرد و واقعا آدم از دیدن فیلماش لذت میبره.بر عکس فیلمایی که الان میسازن و ۹۰٪ چرت و پرت فیلمای قدیمی خیلی جالب تره.مخصوصا فیلم هایی که بازیگراش مثل فردین و میری و بیک و پرویز صیاد و ... بودن.

امتحانا نزدیک بود تقریبا یه ۲ هفته مونده بود به شروع امتحانا یه درس ۳ واحدی داشتم که خیلی ازش میترسیدم ...برای همین حسابی نشستم خوندم ..بیشتر وقت مطالعمو روی این درس میزاشتم...۳ روز مونده بود به امتحان این درس.. که با بچه ها قرار گزاشتیم بریم خونه ی یکی از بچه هایی که اونجا خونه اجاره کرده بود...و این ۳ روزو حسابی درس بخونیم....۴ نفر بودیم این ۳ شب حسابی درس خوندیمو کلی هم حال کردیم ....شبا تا صبح بیدار بودیم و حسابی میخوندیم بعضی وقت ها هم نصفه شب میرفتیم قدم میزدیم..شب اخر بود یه لحظه رفتم تو فکر با خودم گفتم ببین خدا چطوری ما ۴ تا رو دور هم جم کرده...یکی بچه ی شاهرود ..یکی بچه ی ارادان یکی بچه ی کرج منم که از تهران ..برام جالب بود ..!!!.این ۳ روز هم تموم شد رفتیم سر جلسه ی امتحان...واقعا امتحان سختی بود...۲ هفته بعد...نتیجه ی امتحان اومد روی سایت شده بودم ۱۶ ...کلی حال کردم از اون درس همچین نمره ای گرفتم...ولی طولی نکشید که دیدم پیش نیاز اون درس که خیلی راحت تر بودو افتادم...تو اون لحظه کارد میزدی خونم در نمیومد...واقعا هیچ وقت اون لحظه یادم نمیره ...خیلی عصبانی بودم ..اگه استاد اون درس جلوم بود بی شک بهش رحم نمیکردم....ولی خوب تو اون ۳ شبانه روزی که با دوستان جمع بودیم کلی حال کردیم..هر وقت خسته میشدیم یه قلیون چاق میکردیم و دور هم یه حالی میکردیم ...شب اخر یه مسابقه قلیون آرایی گزاشتیم..عکس قلیون ارایی من که مقام اولو گرفت گذاشتم براتون...سلیقرو حال کنید...
..اینم بگم که یر این امتحان از پیشرفته ترین روش های تقلب استفاده کردم..از جمله عکس از جزوه ..اون موقع یه p990 داشتم که lcd بزرگی داشت و حسابی به کارم اومد.هنوز عکسای تقلبمو دارم یکی شو براتون میزارم تا فیض ببرید البته یه ۲۰ تایی میشد این عکس از جمله عکسایی بود که سر امتحان به کارم اومد..از handsfree هم استفاده کردم.بد نبود.


![]()
خواص طبيعی : زن در طيبعت کمتر به صورت آزاد يافت ميشود و بيشتر بصورت ترکيبات عناصری چون ئيدرات تکبر ، سولفات خود پسندی و ناز در خيابان ها و مغازه ها ، منجمد در ميادين مرکزی شهر و يا با کلاس شهر ، يافت می شود . اين عناصر در مقابل پارچه فروشی ها و کريستال فروشی ها و خصوصا طلا فروشی ها خاصيت آهنربايی پيدا کرده و به طرف آن جذب می شود .
تاريخچه کشف : کاشف اين کشف بزرگ ، پرفسور مرد است .او در راه کشف اين عنصر ، زحمات بسياری را متحمل شده ، اما با کوشش هايی که به عمل آورده ، هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا کند .
طرز تهيه : برای تهيه اين عنصر کافی است تعدادی اسيد اسکناس و نيترات ويلا و سولفات کاديلاک را با هم مخلوط کرده و بعنوان مهريه دود کرده و سکه طلا و کلريد خواهش و تمنا بعنوان شيربها بپردازيد . آنگاه از مخلوط اين دو گاز، عشوه و ناز متصاعد می شود و زن در خانه رسوب می کند . بعضی از شيميدانان معتقد هستند چنانچه مقداری عصاره چرب زبانی در اين عمل استفاده شود ، نتيجه کار رضايت بخش تر خواهد بود .
خواص شيميايی : انواع خاصی از اين عنصر يافت می شود که ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خرد شيشه يافت می شود . برای خالص کردن اين ماده کافيست عنصر ناخالص را با سولفات غضب و کلريد کتک ترکيب کرده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و فرياد و نيم مول گاز گريه که غلظت آن برابر ماده اوليه است، آزاد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می گردد . پس، اگر به آن مقداری کلريد خواهش و نگرانی افزوده شود ، به حالت اوليه خود باز می گردد .
ـ تبصره هايی که بر اين نظريه افزوده شد به اين صورت است :
۱ـ زن پر حرف مانند اتومبیلی ست که بوقش اتصالی يا گير کرده باشد .
۲ـ درعالم زن ها ۲ چيز جنبه بين المللی دارد : زبان دراز و حسادت .
مادر زن ۲ اشکال اساسی دارد : يکی اينکه مادر زن است و ديگر اينکه از جنس زن است
| دانشمندان علم ژنتيك با بي رحمي تمام موجودي ساخته اند كه كاملاً درد را احساس ميكند ولي نميتواند جيغ بكشد! شركت جنپتس ( ( genpets، اقدام به توليد انبوه حيوانات ژنتيكي كرده است كه نمونه آنها در طبيعت وجود ندارد. اين موجود زنده در حالت خواب زمستاني در بستهبنديهاي مخصوص در فروشگاههاي اين شركت عرضه ميشود. حيوان خانگي ساخته شده در شركت جنپتس مانند ديگر حيوانات دچار درد و رنج ميشود اما به گونهاي ساخته شده كه هنگام درد، سر و صداي زيادي نميكند. عمر اين حيوان يك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندي و برخاستن از خواب زمستاني به سرعت با انسان و كودكان انس ميگيرد. اين شركت اعلام كرده است كه به زودي فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاههاي زنجيرهاي و نمايندگيهاي خود آغاز ميكند و اكنون در حال ثبت و اهداي حق نمايندگي فروش است. اين شركت با استفاده از دستاوردهاي مهندسي ژنتيك، بااصلاح و دستكاري مولكولهاي ديانآ ( (DNAكه حاوي اطلاعات زيستي جانداران است اقدام به توليد انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است. بستهبنديها داراي نشانگر ضربان قلب حيوان، چراغ الاييدي ( (LEDكه درجه تازگي حيوان را نشان ميدهد و لوله ويژه تغذيه است. شركت سازنده اين حيوانات اعلام كرده است كه آنها مانند ديگر حيوانات، داراي عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتي از بدن آنها بريده شود، خونريزي ميكنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت. دياناي اين حيوانات بر اساس فنآوري ميكرواينجكشن تخم (Zygote Micro (Injection تهيه شده است. اين فنآوري در سال ۱۹۹۷بوجود آمده است و در سال ۲۰۰۳ از آن براي تلفيق ديانآي انسان و خرگوش با موفقيت استفاده شد. اقدام شركت جنپتس دغدغه فيلسوفان و حاميان حقوق انسان و حيوانات را بار ديگر گوشزد ميكند و بيم زندگي در جهاني مانند “جزيره دكتر مونرو” را به ذهن متبادر ميكند. در جزيره دكتر مونرو كه يك داستان تخيلي مربوط به چند دهه پيش است، حيواناتي زندگي ميكنند كه نيمي انسان و نيمي حيواناند. به نظر ميرسد با عرضه انبوه اين حيوانات خانگي، كه برخي خصوصيات عروسكها را نيز دارا هستند، نسلي از كودكان پرورش مييابند كه تفكر متفاوتي در مورد حيات، سر منشا و ماهيت آن در ذهن خواهند داشت و به اين ترتيب نگاه آنان به زندگي و فرهنگ زيستي آنان دگرگون خواهد شد. يك موجود زنده كه توسط دي ان اي هايي تركيبي از حيوان و انسان و علم مهندسي بيو ايجاد و ساخته شده . ميدونم كه تعجب كرديد و هزار تا سوال براتون اينجا شد ،خوب تصميم دارم به يك سري از سوالها كه براي خودم هم اولش ايجاد شد و جوابش و با تحقيق گرفتم ، پاسخ بدم . آيا جن پتس زنده است و نفس ميكشد ؟ بله جن پتس زنده است و نفس ميكشد ، عضله و خون دارد ولي با القاء خواب زمستاني به اين حالت در پلاستيك قرار گرفته است . در عين حال در همين حالت هم كاملا زنده است و از سوراخهايي كه بر روي پلاستيك قرار دارد تنفس ميكند. آيا جن پتس چشم هايش را باز ميكند ؟ بله ! حدود بيست دقيقه بعد از اينكه بسته را باز كرديد ، جن پتس كم كم بيدار ميشود و زندگي خود را شروع ميكند . آيا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودي است ؟ بله ، جن پتس با تغييراتي كه در دي ان اي آن ايجاد شده در هفت شخصيت يا كاركتر وارد بازار خواهد شد ، و شما ميتوانيد بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، كم حرف ،شيطون ، مودب و يا اجتماعي را خريداري كنيد. آيا جن پتس رشد ميكند ؟ چند سال عمر ميكند؟ جن پتس رشد كامل خود را داخل بسته انجام ميدهد و ميزان عمرش بسته به نوع آن از يك تا سه سال متفاوت است . توضيح اضافه : اين محصول در دو مدل يكي با طول عمر يك سال و ديگري با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجي) شاد (زرد) آرام (سبز) متين (آبي) روحاني و رويايي(بنفش)ساخته شدهاست. خوب بعد سوال و جواب ها ، جالبه براتون هم بگم كه اين كمپاني اين محصول را توليد كرده تا جاي عروسك و يا حيوانات خانگي را در منازل بگيرد و مشكلات حيوانات را نداشته باشد همونطور كه در اين عكس مشاهده ميكنيد قسمت بالا سمت راست ، توسط يك سيستم ساده ضربان قلب جن پتس طي مدت زمانيكه در خواب زمستاني است را نشان ميدهد و قسمت سمت چپ پايين چند تا چراغ وضعيت سلامتي اين موجود عجيب را كنترل و نشان ميدهد . Gen= Genetic كه همون علم ژنتيكه و Pet= حيوان اهلي و دست آموز خانگي اين موجود زنده طوري ساخته شده كه حركات محدودي مانند يك نوزاد داشته باشد به گونهاي كه مدفوع بسيار مختصر داشته باشد و به غذاي كمي هم احتياج دارد.قد آن حدود ۲۰ سانتيمتر و قطرش ۷ سانتيمتر است و جثه آن از اين بزرگتر نميشود كاملاً درد را احساس ميكند ولي نميتواند اصوات بلند توليد كند داراي خون عضله و استخوان است و پس از خروج از جعبه ظرف ۲۰ دقيقه بيدار شده و چشمهايش را باز ميكند. شركت bio-genica در استرليا عروسكهاي جاندار موسوم به (Genpets) را به كمك علم مهندسي ژنتيك به اين ترتيب كه تركيبي از ژنهاي خرگوش شامپانزه و خوك با استفاده از القاي خواب زمستاني در جعبه نگهداري ميشود و اين جعبه ضربان قلب و ميزان تازگي آن را نشان ميدهد . در سراسر كره خاكي عرضه خواهد كرد | ||
![]() |
سيماي جمهوري اسلامي ايران بعدازظهر ديروز در اقدامي بي سابقه پس از انقلاب در يكي از پربيننده ترين برنامه هاي كارتوني كودكان، آموزش كامل توليد مشروب الكلي را به تصوير كشيد.
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، ساعت 16.30 دقيقه بعدازظهر ديروز در كارتون پرمخاطب «پت و مت» در شبكه دوم سيما، در اقدامي تعجب برانگيز، يك بار چگونگي فرآيند توليد شراب از ابتداي كار يعني از چيدن انگور، و بار ديگر آوردن دستگاه تقطير و گرفتن «عرق» تا مصرف آن و متاسفانه حتي به هم زدن گيلاسهاي مشروب و سپس مست شدن دو شخصيت كارتوني محبوب بچه ها نشان داده شد.
**********برگرفته شده از روزنامه کیهان*************
تو این روزای بی کسی اگه به دادم نرسی یه روز میای که دیر شده نمونده از من نفسی
چند روز پیش با ۲ از دوستای دوره دانشگاه رفتیم بیرون...حسابی از خاطرت تعریف کردیمو خندیدیم ..یادمه تو یه روز هر ۲ تاشونو به طرز فجیهی سر کار گذاشتم.اسماشون علی و محسن هست.سر کلاس نشسته بودیم هر ۳ تامون ردیف اخر بودیم منو محسن بغل هم نشسته بودیم و علی اون ور کلاس نشسته بود صندلی های بین ما هم دخترا نشسته بودن.علی که سر و گوشش بد جور مجنبید و بولوتوس مبایلش همیشه روشن بود.منم بولوتوسمو روشن کردمو یه متن عاشقانه براش تایپ کردم و با اسم مینا فرستادم براش .اونم جواب داد....یه متن دیگه نوشتم که من الان تو همین کلاسی هستم که تو نشستی و دوست دارم بیشتر با هم آشنا بشیم...جواب داد کجا نشستی؟ نوشتم ۴ تا صندلی سمت راستت بیای جلو منو میبینی....خواستم تا میاد جلو منم بیام یه نیش خندی بزنم بهش....ولی....تا اومد جلو یکی از دخترایی که تو ردیف ما نشسته بود اتفاقی اومد جلو و نگاهش تو نگاه علی افتاد ..علی هم قند تو دلش اب شد و یه نیش خندی زد به دختره ...جالب اینجاست دختره هم بهش نیش خند زد...منو محسن داشتیم میمردیم از خنده .دیدم گندش داره در میاد..یه متن دیگه فرستادم که من امیرم ضایع ..که یهو اومد جلو و چشش تو چشم من افتاد ....داشتیم میترکیدیم از خنده نزدیک بود استاد بندازمون بیرون....رفتیم بیرونو علی هم که بد جور ضایع شده بود گفت تلافیشو سرتون در میارم.ساعت بعد شد تو سایت کلاس داشتیم.این دفه منو و علی و محسن کنار هم نشسته بودیم.یه جوری که محسن نفهمه به علی اس ام اس فرستادم نمیخوای تلافی کنی....گفت چرا ...گفتم محسن شمارتو نداره...۲زاریش افتاد...گوشیشو ازش گرفتم و یه اس ام اس به محسن فرستادم که من همون دختری هستم که دیروز با هم فلان کلاسو داشتیم...میشه بیای جلوی ساختمون شماره ۱ ببینمتون یه کار مهمی دارم....محسن جواب داد شماره منو از کجا اوردی ...نوشتم از دوستتون گرفتم....که یهو دیدم محسن ازم پرسید امیر شماره منو به کسی دادی؟ گفتم آره یه دختره سر کلاس جزوه میخاست دادم به اون چطور مگه؟گفت هیچی اس ام اس زده میگه بیا کارت دارم....گفتم خوب برو دیگه چرا نشستی....جالب اینه فاصله ی ساختمونی که توش بودیم با اون ساختمونی که باید میرفت زیاد بود..وسط کلاس پا شد رفت...یه رب بعد اومد ..گفتم چی شد ..گفت کسی نیومد...یه چند دقیقه گذشت یه اس ام اس دیگه براش فرستادم گفتم ببخشید نتونستم بیام دفتر آموزش بودم کارم طول کشید میشه الان بیاید من اینجا ایستادم....دیدم محسن پا شد رفت ..یه رب دیگه باز برگشت ..گفتم چی شد؟؟گفت کسی نیومد فکر کنم سر کارم گذاشتن...خیلی عصبانی بود ...چند دقیقه گذشت این دفه نوشتم حراست به من گیر داد مجبور شدم برم بیا جلوی ساختمون اداری...اصلن فکر نمیکردم محسن باز بره....دیدم پا شد رفت ..این دفه اومد سر کلاس علی که بغل من نشسته بود نتونست جلوی خودشو بگیره ...زد زیر خنده..منم خندم گرفت و استادم هر ۳ تامونو انداخت بیرون.محسن که حسابی از دست من شاکی شده بود کارد میزدی خونش در نمیومد...از اون روز به بعد هر دو تاشون بار ها سعی کردن منو سر کار بزارن ولی نتونستن.
یادمه یه معلم داشتیم کلاس پنجم دبستان که میگفت بچه ها قدر این روزاتونو بدونید کاش منم الان هم سن شما بودمو جای شما میشستم...منم با خودم گفتم ای بابا بیای جای ما که چی بشه صبح تا شب درس بخونی و مشق بنویسی...با خودم گفتم چی میشد جای معلم با من عوص شه اونوقت یه حال اساسی بهش میدادم.اخه چند باری ازش کتک خورده بودمو دلم حسابی پر بود.از اون معلم های خشن بود که یه شلنگ کلفت هم همیشه تو دستش بود.یه بارم جاتون خالی من چند شلنگ مشتی ازش خوردم اونم سر چی...سر اینکه زنگ ورزش خود معلم یه تیم جم کرده بود و همش تیم اون توی زمین بود منم از لج بازی وقتی توپ افتاد بیرون مدرسه دوییدم توپو برداشتم و یه بایه تیکه ار شاخه درخت توپو سوراخ کردم بدم برگشتم گفتم آقا توپ سوراخ شده.ما اینو گفتیم و رفتیم سر کلاس ....از شانس من یکی از بچه ها منو دیده بود که توپو سوراخ کردم و زیراب منو زد.معلم هم نامردی نکرد حسابی از خجالتم در اومد.یه چند ماهی گذشت نزدیکای عید بود ..اخرین روز قبل از تعطیلی مدرسه ها معلممون شاد و شنگول اومد سر کلاس و شروع کردن از بچه ها پرسیدن که چه ارزویی دارید؟ همه یه چیزی گفتن نوبت به من رسید گفتم نمیتونم بگم روم نمیشه...معلم گفت بگو خجالت نکش..گفتم بگم منو نمیندازید بیرون ..گفت نه بگو قول میدم نندازمت بیرون....گفتم ارزو دارم با اون شلنگه که بچه ها رو میزنید بزنم کف دستتون...
...گفت خوب بیا بزن...گفتم خوب نمیشه ....گفت بیا بیرون اگه نزنی من میزنم..گفتم باشه...بچه های کلاس هیجان زده شده بودن...منم نامردی نکردم با تمام زوری که داشتم زدم کف دست معلممون.البته الان شرمندم که همچین کاری کردم .یادمه از اون به بعد دیگه اون شلنگو نیاورد سر کلاس .آخرای سال که ازش پرسیدیم چرا دیگه شلنگو نیاورد با تمام صداقتش جواب داد نمیدونستم انقدر درد داره .